نگاهی به "شب یلدا" در فرهنگ ایرانی

شب قبل از فرارسیدن نخستین روز دی ماه، طولانی‌ترین شب سال است که آن را "شب یلدا" یا "شب چله" گویند.

 

دی ماه را ایرانیان باستان "خورماه" نیز می‌گفتند.

 

زمستان در نزد ایرانیان باستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می‌شود، چله بزرگ از اول دیماه تا دهم بهمن ماه را شامل می‌شود و از دهم بهمن به بعد را چله کوچک می‌گویند و یلدا اولین شب چله بزرگ است.

 

به عقیده باستان شناسان این شب نیز همانند دیگر رسم و رسومات بهانه و ترفندی برای شاد بودن و شاد کردن در نزد ایرانیان است.

 

برگزاری این شب در جای جای کشور از آیین و سنت‌های خاص و در برخی موارد منحصر بفردی برخوردار است اما وجه مشترک همه این سنت‌ها دید و بازدید از اقوام و فامیل، بیدار ماندن تا پاسی از شب و شاد بودن و شاد کردن است.

 

در این شب کوچک و بزرگ، پیر و جوان، نو عروسان و تازه دامادها هر کدام دلیلی برای جنب و جوش و شادی دارند و هر یک فرارسیدن این شب را از چند روز قبل لحظه شماری می‌کنند.

 

مردم ایران براین باورند که زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می‌شود، "چله بزرگ" از اول دیماه تا دهم بهمن ماه و از دهم بهمن به بعد را "چله کوچک" می‌گویند که "یلدا" نخستین شب از چله بزرگ است.

 

به اعتقاد آنان جهان در یلدا یا شب چله، تیره‌ترین و طولانی‌ترین شب خود را از سر می‌گذراند تا با ورود به فصل پربرکت و بارش‌های زمستانه، خود را برای رسیدن به بهار و تابستان پر از نعمت و روزی، آماده کند.

 

در این شب اعضای فامیل و بزرگان هر خانواده‌ای با تدارک سفره مملو از خوردنی‌ها و میوجات و خشکبار، اقوام را به رسم صله رحم به مهمانی دعوت می‌کنند و آنان را بر سفره وحدت و یکرنگی می‌نشانند.

 

در همه جای ایران رسم است که در بلندترین شب سال افراد دور و نزدیک در منزل بزرگ خانواده گرد آمده و با خوردن میوه و آجیل این شب را به شادی سپری می‌کنند.

 

دراین میهمانی همه افراد حاضر با خوردن میوه‌های گوناگونی مانند هندوانه خربزه، انار، سیب، انگور و غیره همچنین انواع خشکبار مانند کشمش، فندوق، تخمه بو داده و انواع شیرینی که هر کدام به نوعی نماد و نشانه‌ای از برکت، تندرستی، فراوانی است، این شب را با لطف خوش و مهربانی در کنار هم سپری می کنند.

 

از جمله آیین‌های مرسوم شب یلدا آن است که خانواده‌ها در این شب نشینی به دیوان لسان‌الغیت حافظ شیرازی مراجعه می‌کنند ، آنان با نیت بهروزی و شادکامی دیوان را گشوده و فال و مراد دل خود را از او طلب می‌کنند.

 

چله بردن به خانه عروس و خانواده او از دیگر سنت‌های کهن و با سابقه در فرهنگ و تمدن ایرانی و نشانه میل و رغبت خانواده داماد به وصلت انجام شده و منزلت عروس در نزد خانواده شوهر است.

 

با فرا رسیدن شب چله مردهای جوان خنچه‌ها و طبق‌های آراسته به میوه و گل، شیرینی و کله قند را همراه با چشم روشنی به رسم هدیه به خانه عروس جوان می‌برند.

 

خانواده دختر نیز به پاس قدردانی و شادکامی از حضور خانواده داماد جشن کوچکی بر پا می‌کنند و نزدیکان فامیل را برای حضور در این جشن دعوت می‌کنند و به رسم یادبود نیز متقابلا لباس یا پارچه به تازه داماد هدیه می‌دهند.

 

به این ترتیب یکی دو روز قبل از فرارسیدن شب چله مردهای جوان خنچه‌های آراسته به میوه رابه خانه نامزدهای خود می‌فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می‌روند، خانواده دختر هم لباس و پارچه نبریده به داماد هدیه می‌دهند.