کلاسور
  
 
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
موضوع بندی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 22 آذر ماه سال 1384
دانی عزیز  رفت !

 

http://sezar1.blogfa.com

امپراطور ژولیس سزار

در تاریخ 20 / 9/138۴یکشنبه

ساعت ۳۰/۲۳ تاج گذاری نمود

و برای همیشه

به سرزمین آبهای همیشه آبی پیوست .

 

دانی ! شهید شد . دانی عزیز رفت !

 

بنا به وصیت شهید او فردا در یکی از شهرهای جنوبی کشور  کنار ساحل دریا و در جوار دوستان دوران کودکی اش که در زمان جنگ به شهادت رسیده بودند به خاک سپرده خواهد شد ( اگر چه او در یکی از یادداشتهایش قید کرده که خاک او را نمی پذیرد و تنها دریاست که میتواند محل دفن امپراطور باشد ) . سزار تنها از افراد نزدیک خانواده و تعدادی از یارانش نام برده است که اجازه حضور در محل تشیع و سپس دفن او دارند . امپراطور شب قبل برای چند دقیقه به هوش آمد . فرمانده او و تنی چند از دوستان همرزمش کنار او بودند . سزار تنها نگاهی میکند و جملاتی میگوید که قابل فهم نبود است . اما فرمانده او میگوید از لابلای چند جمله اش کلمه رقیه را شنیده است . همه ما و شما میدانیم که دانی تا چه حد عاشقانه حضرت رقیه را دوست داشت . دوستان و همرزمانش میگویند وقتی روضه حضرت رقیه خوانده میشد او سر از پا نمی شناخت و از خود بی خود میشد . قطعا در آخرین لحظات ...نمیدانم ..نمیدانم ...

شهید بزرگوار وصیت نامه ای برای دوستان و یارانش در دنیای اینترنت باقی گذاشته است . علاقمندان در روز پنجشنبه میتوانند این نوشته را در همین وبلاگ بخوانند . خواهش میکنم به دوستان دیگر هم اطلاع دهید . روز پنجشنبه خواندن وصیت نامه سزار در همین وبلاگ به گونه ای مراسم یادبود او هم هست . تلاش کنیم متناسب با شان امپراطور شهید این مراسم برگزار شود . قبل از آنکه به بیمارستان رود در باره وبلاگش حرف زد . می گفت : من این رسانه را دوست دارم به خاطر همه خوبیها و بدیهایش . پر از سوء تفاهم است . پر از اشتباهات و خطاهای انسانی است . اما بهترین دوستانم خوانندگان وبلاگم هستند . اگر من زنده بر نگردم میخواهم این وبلاگ ادامه پیدا کند و مطمئن باش آنقدر به خدا غر و نق میزنم که هر روز اجازه بدهد برای چند دقیقه هم که شده بیایم و وبلاگ دوستانم را بخوانم و لذت ببرم و بعد بروم سراغ کامنتهایم و بخوانم و اگر شد شبها به خواب آنان بروم و جواب کامنتشان را حضوری بدهم . من رابطه ام با این دنیا یه این وسیله همیشه برقرار میشود .

امپراطور دعایش مستجاب شد و اینک در جوار دوستان و شهدا به آرامش رسیده است . اما سوال من دردمند و پریشان و دل سوخته این است که تکلیف ما بازماندگان و دوست داران سزار چیست ؟ چه باید کرد ؟

یاران و دوستان امپراطور :

 

قرار ما همیشه در همین جا . به من بگوئید که چگونه باید سرزمین آبهای همیشه آبی را حفظ کنیم . این وبلاگ امانتی در دست من است . کمکم کنید ...کمکم کنید ...نمیتوانم این حجم متراکم درد را تاب بیاورم . کمکم کنید . خواش میکنم . بیش از این قادر به نوشتن نیستم . بدرود !


<<    1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 105415


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها