عشق، واژهای عربی است که از عَشَقه گرفته شده است. عشقه گیاهی است که در فارسی به آن پیچک میگوییم که به دور درختی با صلابت میپیچد و از آن تغذیه میکند و چه بسا آن را خشک کند، عشق، در اصطلاح به معنای محبت شدید و افراطی است. عشق در روانشناسی، هیجانی است که مدیریت خرد و عقل را سلب میکند. خواستن و میلی است که احتیاط و محافظهکاری را به دور میافکند. محبت، پیوندی است که از سوی محب و مهرورز مدیریت میشود.
دکتر شریعتی، محبت را بر عشق میگزیند، چرا که محبت را ثناکردن میداند و عشق را غرق شدن. به قول سعدی بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
مراتب عشق
ویکتور فرانکل میگوید عشق مراتبی دارد:
1- عشق جنسی که همان شدیدشدن میل جنسی است: چشم و ابرو و خال و خط معشوق، عاشق را برانگیخته است،این عشق نوع اول است. که با وصال دفن میشود.
2- عشق به تمایل و شخصیت روانی معشوق: در واقع عشق به «لایه میانی»معشوق که دوامش بیشتر از عشق به لایه بیرونی معشوق است. (عشق به شکل ظاهری) درحقیقت، عشق آینه بلند نور است شهوت زحساب عشق دور است در «عشق عفیف»تمام اهتمام عاشق، به شمایل و شخصیت روانی معشوق است.
3-عشق مادر به فرزند: از بالاترین و کاملترین انواع عشق انسانی است. همان کسی که شیره جانش را با خرسندی و سرشار از رضایت به نوزادش میخوراند.
جنبههای مثبت و منفی عشق
«عشق» از زیباترین و رویاییترین واژههایی است که توجه ادبیات جهان را از دیرباز تاکنون به خود جلب کرده است. از آنرو که عشق، مدیریت برترین موجود هستی، یعنی عقل و خرد را سلب میکند( عقل اولین آفرینش خداوند است) لذا عشق چهرهای منفی از خود در اذهان خردمندان و خردورزان برجای گذاشته است، به نظر من عاشق شدن قابل توصیه نیست!
عشق همسرها
براساس یافتههایی میتوان گفت: چون در زمان جاهلیت عشق در شهوت به کار میرفت و واژه عشق را شهوت به ذهن تداعی میکرد، لذا قرآن از رابطه عاشقانه زن و شوهر به «مودٌت » تعبیر کرده است:( و جعل بینکم مودة و رحمة) عشق بین زن و شوهری که در مکتب ایمان تربیت شدهاند، روز به روز تکامل یافته تر میشود و عشق شهوانی به عشق معنوی ارتقاء مییابد.
ایستگاه آخر
تکیه داده است به گاریاش. هرچند دقیقه یکبار داد میزند. نمکیه، نمکی، و دوباره ساکت میشود. سیگاری هم گوشه لبش است. دود سیگار را با مهارت خاصی از دماغش میدهد بیرون، پک عمیقی به سیگار میزند و اینبار حلقههای دود از دهانش میآیند بیرون، میگویم، تو که اینقدر به زور پول در میآوری، چرا سیگار میکشی؟، میگوید: «من حتی بعضی روزها پول سیگارم رو هم در نمییارم....!»
میپرسم: «پس چرا...؟!»
میپرد وسط حرفم. پکی به سیگار میزند، حلقههای دود میپیچد دور سرش و میگوید: عشق.....!!!
عشق باید در طول زندگی به وجود بیاید و روز به روز به سمت کمال حرکت کند و نه تنها در یک بعد، که در همه کارهای زندگی باید عشق جاری باشد.
عشق، از زیباترین و رویاییترین واژههایی است که توجه ادبیات جهان را از دیرباز تاکنون به خود جلب کرده است. |